|
+ نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388 22:37 توسط ZORO KOMANDO
میچکه نم نم بارون روتن خیسه خیابون چقده بی اشیونه طفلی گنجیشکه رو ایوون می خونه چیک چیک و نالون شعره گندم زاره ویرون نمی تونه پر بگیره می یونه گلایه گلدون حالا تنها تویه این غربته سرده کنجه سینش انگاری یه کوه درده اون روزا اون وره کوها طفلکی دنیایی داشته پشته گندم زاره وحشی چشمه ی پر ابی داشته حالا داغه چشمه ی پیر خونه کرده تو رگاش بویه گندم زارو داره لحظه لحظه نفساش یادشه جفته قشنگش سر می ذاشت روی پراش تویه خلوته گل سرخ بوسه می زد به لباش حال تنها تویه این غربته سرده تویه سینش انگاری یه کوه درده منمو گنجیشکه نالون از گذتشه ها گریزن پر کشیدم زدیارم به هوای بویه بارون حالا تنها تویه این غربته سردم ای رفیق پره درده تویه این سینه ی خستم ای رفیق
اون شبی که چشمه مهتاب به نگاه باغچه خندید چیکه چیکه دسته بارون خواب شیشه ها رو دزدید دیوارایه سنگیه باد دل به پیچکا سپردن ابرا با ستاره هاشون دله کفترارو بردن اما من این منه بی تو تک و تنها توخیابون واسه تو گریه می کردم عاشقونه زیره بارون اون شبی که دستای باد مویه بید و شون می کرد رازقی با طعمه شعراش کوچه رو دیونه می کرد چشمایه اشکیه شبنم دل سپرده بود به باغچه رنگ رو ری عاشقی داشت گله سرخه رویه باغچه اما من این منه بی تون تک و تمنها تو خیابون واسه توگریه می کردم عاشقوتنه زیره بارون اون شبی که دوتا قمری دل می دادند عاشقونه واسه هم قصه می گفتند تویه ایونچه ی خونه وقتی که ابرارو دنیا رنگه فردا می کشیدند ماهیه های ه عشقه حوض خواب دریا رو می دیند اما من این منه بی تو ک و تها توخیابون واس تو گریه می کر دم عاشقونه زیره بارون عاشقونه زیره بارون
+ نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388 22:29 توسط ZORO KOMANDO |
تو چشمه من نگاه نکن دنبال اشکه من نگرد چشمای اینه قبله من تنهایی هامو گریه کرد بی خودی حالمو نپرس چیزی نمی فهمی ازم اشکاتو خرجه من که ما که نمی رسیم به هم تو هم به اندازه ی من تو فکر فصله اخری فقط بدون جونه منو داری به همرات می بری تو چشمه من ناگه نکن شهر غمه شهر چشام دنیایه تو مله خدت تنهام بذار با غصه اهم اخ که چه اسونه برات گذشتتن از هر چی که بود اداما یادشون می ره عشقه قدیمی خیلی زود عشقه قدیمی خیلی زود تو هم به اندازه ی من به فکر فصله اخری فقط بدون جونه منو داری به همرات می بری دارن به دنبالم می ان تموم خاطراته من می دونی بی تو می میرم تیره خلاصوتو بزن یه ارزو تو قلبمه میخوام که اینو بودنی مثه دله عشقه من قلب کسی رو نشکونی وقتی نمونده واسه ما حتی واسه خدافظی برومنو تنهام بذار با این گلایه کاغذی تو هم به اندازه ی من تو فکر فصله اخری فقط بودن جونه منو داری به همرات می بری + نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388 22:18 توسط ZORO KOMANDO |
چشم من بیا منو یاری بکن گونه هام خشکیده شد کاری بکن غیر گریه مگه کاری میشه کرد کاری از ما نمیاد ،یاری بکن اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد تا قیامت دل من گریه می خواد هر چی دریا رو زمین داره خدا، با تموم ابرای آسمونا کاشکی میداد همه رو به چشم من تا چشمام به حال من گریه کنند اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد تا قیامت دل من گریه میخواد قصه ی گذشته های خوب من ، خیلی زود مثل یه خواب تموم شدند حالا باید سر رو زانوم بذارم ، تا قیامت اشک حسرت ببارم دل هیچکی مثل من غم نداره ، مثل من غربت و ماتم نداره حالا که گریه دوای دردمه ، چرا چشمم اشکشو کم میاره خورشید روشن مارو دزدیدند ، زیر اون ابرای سنگی کشیدند همه جا رنگ سیاه ماتمه ، فرصت موندنمون خیلی کمه اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد تا قیامت دل من گریه میخواد سرنوشت چشماش کوره، نمیبینه زخم خنجرش میمونه رو سینه ، لب بسته ، سینه ی غرق به خون قصه ی موندن آدم همینه اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد......
خدا حافظ همین حالا،همین حالا که من تنهام خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام خداحافظ کمی غمگین،به یاد اون همه تردید به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید اگه گفتم خداحافظ، نه اینکه رفتنت ساده است نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده است خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا
دوست داشتمودارم تویی عمره دوبارم بخوای یا نخوای دلو برات می یارم اینو گفتمو می گم بدنه تو می میرم توکه نیستی من از کی سراغه تو بگریم دلم چه بی قراره نشونیتو ندارم اگه بی تو بمونه می میره بی ستاره نگیر ازم بهونه صدام کن عاشقونه ببین که وقتی نیستی چه غمی داره خونه نگاه کردی تو چشمام ولی عشقوندیدی تا فهمیدی می خوامت دوباره دل بریدی می موم پایه عشقت اگه بازم بگی نه شاید بارفتنه تو بگم به زندگی نه دلم چه بی قراره نشونی تو نداره اگه بی تو بمونه می میره بی ستاره مگیر ازم بونه صدام کن عاشقونه ببیمن که وقتی نیستی چه غمی داره خونه نگاه کردی تو چشمام + نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388 22:9 توسط ZORO KOMANDO
من از این پس به همه عشق جهان می خندم من به هوسبازی این بی خبران می خندم من از آن روز که دلدارم رفت به غم و شادی این بی خبران می خندم + نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388 22:4 توسط ZORO KOMANDO |
+ نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388 22:2 توسط ZORO KOMANDO
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 13:58 توسط ZORO KOMANDO
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388 23:32 توسط ZORO KOMANDO |
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388 23:2 توسط ZORO KOMANDO
تواون شامه مهتاب کنارم نشستی، عجب شاخه گل واربه پایم شکستی، قلم زد نگاهت به نقش افرینی، که صورت گری را نبود این چنینی، پریزاده عشقو مه اسا کشیدی، خدا را به شوقه تماشا کشیدی، تو دونسته بودی چه خوش باور م من، شکفتی و گفتی از عشق پرپرم من، تا گفتم کی هستی تو گفتی یه بی تاب ،تا گفتم دلت کو تو گفتی که دریاب، قسم خوردی که بر ماه تو عاشق ترینی ،تویک جمعه عاشق تو عاشق تریی، همون لحظه ابری رخه ماهو اشفت، به خود گفم ای وای مبادا دروغ گفت، گذشت روزگاری از اون لحظه ی تاب که معراج دل بود به در گاه مهتاب، درون درگه عشق چه محتاج نشستم، تو هر شام مهتاب به یادت شکستم، تو از این شکستم خبر داری یا نه، هنوز شور عشق را به سر داری یا نه، تودونسته بودی جه خوش باورم من ،شکفتی و گفتی از عشق پرپرم من، تا گفتم کی هستی تو گفتی یه بی تاب تا گفتم دلت کو تو گفتی که دریاب،قسم خوردی که بر ماه تو عاشق ترینی، تویک جمعه عاشق تو عاشق ترینی ،همون لحظه ابری رخه ماهو اشفت به خود گفتم ای وای مبادا دروغ گفت، هنوزم تو شب هات اگه ماهو داری من اون ماهو دادم به تو یادگاری ،من اون ماهو دادم به تو یادگاری. + نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388 23:36 توسط ZORO KOMANDO
به تو می گم که نشو دیونه ای دل به تو می گم که نگیر بهونه ای دل من دیگه بجه نمی شم اه دیگه بازیچه نمی شم به تومی گم عاشقی ثمر نداره واسه تو جزغمو دردسر نداره من دیگه بچه نمی شم اه دیگه بازیجه نمی شم عقلمو زیرپا گذاشتی رفتی تومنومبتلا گذاشتی رفتی به غم زمونه ای دل منو جا گذاشتی رفتی بخدا منورسوا کردی ای دل همه جا مشتمو وا کردی ای دل فتنه بر پا کردی ای دل منو رسوا کردی ای دل میدونم تودیگه عاقل نمیشی تو دیگه برای من دل نمی شی + نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388 23:33 توسط ZORO KOMANDO
بیچاره من که بعد تو اواره می شم باورم نمی شه که رفتی از پیشم روزا می گذشتن اما به سختی اومدم به دیدنت اما تو رفتی چاره ی درده من مرگم رسیده این جا حتی قبله هم صبرم نمی ده اومدم نذارم عشقه تو ببازی اما این رسمش نبود مهمون نوازی می میرم اگه از تو نشونی نمونه می سوزم تا نیای چشامومن به در می دوزم می می رم نگو رفتنه من واست فرقی نداره من می رم اما دیگه گریه نکن فایده نداره میر م بدونه وداع می رم میرم به خاطره ها میرم می رم خداحافظ، بیچاره من خستم چشم انتظارم تویه این پس کوجه ها تنها نذارم نیستی از تاریکی شبا می ترسم بی وفا دارم تویه سرما می لرزم می ترسم از غصه ها دوم نیارم اخه هیچ نشونه ای از تو ندارم اروم اروم دارم از غصه می میرم تو بگونشونتو از کی بگیرم می می رم اگه از تو نشونی نمونه عزیزم می سوزم تا نیای چششامو من به در می دوزم می رم نگو رفتنه من واست فرقی نداره من میرم اما گریه نکن دیگه فایده نداره تموم زندگیم اینه من و بغضو درو دیوار چی مونده از تنه خستم که می خواد بشکنه این بار میرم خداحافظ + نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388 23:24 توسط ZORO KOMANDO
کنار هر قطره ی اشکم هزار خاطره دفنه این قد خاطره داری که گویی قده یه قرنه گلو می سوزه از عشقت عشقی که مثه زحره ولی بی عشقه توهردم خنده با لب ها ی من قهره درسته با منی اما به این بودن نیازارم تو که حتی با چشمتاتم نمیگی اه دوست دارم اگه گفتی دوستت درم فقط بازی لب هات بود وگرنه رنگه خودخواهی نشسته تو چشمات بود هر چی عشقه تویه دنیا من میخواستم ماله ما شه اما تو هیچ وقت نذاشتی بینه مون غصه نباشه فکر می کردم با یه بوسه با تو هم خونه می مونم نمیدونستم نمیشه اخه بی تونمی تونم گله می کنم من ازتوازتوکه این همه بیرحمی هزار بار مردم از عشقت توکه هیچ وقت نمی فهمی گله می کنم چشام همزاد اشک وخون دلم همسایه ی اه زمونه گرگ و عشق تو شبیه مکر روباه شدم چوپان ساده لوح کنار گله ای احساس چه رسمی داره این گله سر چنگال گرگ دعواست تو این قد خواسنی هستی که این گله نمی فهمه اگه لبخند به لب داری دلت از سنگ و بی رحمه ببخش خوبم اگه این عشق حیله تو رو رو کرد نفرین به دله ساده که به چنگال تو خو کرد هر جی عشق تویه دنیا من میخواسنم ماله ما شه اما تو هیج وقت نذاشتی بین مون غصه نباشه فکر می کردم با یه بوسه با تو هم خونه می مونم نمی دونستم نمی شه اخه بی تو نمیتونم گله می کنم من از تو از تو که این همه بی رحمی هزار بار مردم از عشقت تو که هیج وقت نمیفهمی هر چی عشقه تو دنیا من میخواستم ماله ماشه اماتوهیچ وقت نذاشتی بینه مون غصه نباشه فکر می کردم با یه بوسه با تو هم خونه میمونم نمیدونستم نمی شه اخه بی تو نمیتونم گله می کنم من از تو از تو که این همه بی رحمی هزار بار مردم از عشقت تو که هیچ وقت نمی فهمی + نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388 23:3 توسط ZORO KOMANDO |
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388 22:57 توسط ZORO KOMANDO |
چی می شد شعر سفر بیت اخری نداشت کوچ عمر من و تو دم واپسن نداشت پسری کوچک و غمگینی را می شناسم که در اقیانوسی مسکن دارد و دلش را در یک نیلبک چوبین می نوازد ارام پسری کوچکی که شب با یک بوسه میمیرد و سحرگاه با یک بوسه زنده می شود پرواز را به خاطر بسپار پرنده رفتنی است + نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388 22:30 توسط ZORO KOMANDO
هر شب در رویاهایم تو را می بینم احساست می کنم اینگونه است که تو را می شناسم اینگونه باش علی رغم پیچ و خم های دور و فاصله کهکشانی که بین ماست بیا و خودت را به تماشا بگذار اینگونه باش نزدی دور هر کجا که باشی ایمانم را از دست خواهم داد اگر چه شبها بسیار سختند ادامه خواهم داد که یکبار دیگر تو در را می گشایی و اینجا هستی ،اینجا در قلب من و قلب من ادامه خواهد داد عشق تنها یکبار برای هر کس می اید و برای تمام عمرش میاید و نخوهاد رفت تا ما برویم عشق همان بود که با تو وزیدم حقیقتا همان یک بار و زا ان پس هم همان بود که بدان اویختم و تا همیشه همه زندگی ام با ان پیش خواهد رفت تو اینجایی پس چیزی نیست که از ان بترسم و می دانم که قلبم همچنان خواهد تپید اینها را در قلبم هم چنان ادامه خواهم داد + نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388 22:27 توسط ZORO KOMANDO
خنده ها و گریه هام جای تو خالی، من دارم بی تو می میرم تو بی خیالی، چشاتو دوختی به چشمای غریبه ،چشای خیسمو ولی ندیدی ،وای با من چه کردی ،وای دیونم کردی ردپای رفتنت روی دلم موند، دونه دونه خنده هات قبلمو میشکوند، من چقدر ساده بودم دل به تو باختم ،تو نبودی اونی که من می شناختم، یه حس تازه رفتش از کنارم انگار که من صد ساله بی قرارم، یه گوشه ای کنار دل نشستم ،منتظر یه ردپای خستم، ردپای رفتنت روی دلم موند، دونه دونه خنده هات قبلمو میشکوند من چقدر ساده بودم دل به تو باختم، تو نبودی اونی که من می شناختم تو لحظه های بی کسی وقتی اسیرم تنها ارزوم اینه تو رو ببینم ،دستاتو بازم توی دستام بگیرم تو گوشت اروم بگم برات می میرم + نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 14:22 توسط ZORO KOMANDO
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 14:19 توسط ZORO KOMANDO
اشقانست من برات ترانه می گم تا بدونی که باهاتم تو خوده دلیله بودنم بی تو شب سحر نمی شه من عشقت رو به همه دنیا نمی دم حلی یادت رو به کوه و دریا نمی دم با تو می مونم واسه همیشه اگه دنیا بخواد منو وتو تنها بمونیم و است می میرم جواب دنیا رو میدم با تو می مونم واسه همیشه + نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 14:15 توسط ZORO KOMANDO
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 14:6 توسط ZORO KOMANDO |
پاشو بیرون بذاره چی شده ،دوست دارم ای مهربونم ،پیشم بمون تو تا بمونم، بی خنده هات نمی تونم، نمیتونم، دوستت دارم ای مهربونم پیشم بمون تا بمونم بی خنده هات نمی تونم دوستت دارم ای مهربونم پیشم بمون تا بمونم بی خنده هات نمی تونم نمی تونم + نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 14:1 توسط ZORO KOMANDO
تورو قد خدا می خواستم اما چرا تنهام گذاشتی با یه دعوا ،من که دل داده بودم به دل تو یعنی دروغ بودش تمومه حرفا، ترسیدم بری گذاشتی رفتی منوگذاشتی توی غم و سختی چجور دلت اومد منو سوزوندی حتی یه حرف راست بهم نگفتی از تو دلگیرم از عاشقی سیرم درسته بی تو میمیرم ولی این دفه می رم از تو دلگیرم از عاشقی سیرم درسته بی تومیمرم ولی این دفه میرم،تموم لحظه هام بیهوده سر شد فقط به پای بی کس هدرشد چه اشتباهی کرده بود دل من یه کاری کردی قلبم در به در شد ترسیدم بری گذاشتی رفتی من و گذاشتی توی غم و سختی چجور دلت اومد منو سوزوندی حتی یه حرف راست بهم نگفتی از تو دلگیرم از عاشقی سیرم درسته بی تو میمیرم ولی این دفه میرم
باز تو رو نبینم ،می دونم برای تو دیگه نمیمونم ، این قلب من بدون تو تنهاست تا همیشه واسه من می سوزه ،این تنهایی بدون تو سخته قصه ی امروز ودیروزه ،وقتی من کنارتم می دونی همیشه یارتم واسه چی می سوزنی این دل غمگین و خسته ی منو ،بخدا سخته بدونی یه روزی تنهای می مونی، دیگه نمی تونم باور کنم دوری و ندیدن تورو،قصه هامو از این به بعد واسه کی بخونم، می دونم تا ابد تک و تنها می مونم ،می میرم اگه دیگه باز تو رو نبینم ،می دونم برای تو دیگه نمی مونم
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 13:55 توسط ZORO KOMANDO
بمونم ديونت سر بذارم رو شهر امن شونت به من نگاه كن واسه ي يه لحظه نگات به صد تا اسمون مي ارزه من از خدامه بكشم نازتو تا بشنوم يه لحظه اوازتو من از خدامه پيش تو بمونم تمام حرفاتو خودم بخونم من از خدامه بمونم ديونت سر بذار رو شهر امن شونت انتظار ديگه نمونده نه تحملي نه صبري نه قراري، من كه غم خوار ندارم، جز تو كس را ندارم، ديگري را نپرستم ،منواز ياد نبر ياد نبر، غم تهايي منو ديونه كرده گل ياد تو دلم جونه كرد تو دلم غم تومثل يه پرنده زير سقف خونه اشيونه كرده هر كسي داره دل شوق نگاري روزگار مي گذرونه به عشق ياري واسه اين چشم انتظار ديگه نمونده نه تحملي نه صبري نه قراري دل بسه گريه نكن ديگه رفت صداش نكن از تو قاب پنجره بي خودي نگاش نكن ديگه همرنگ تو نيست ديگه دل تنگ تو نيست مي دونه يه ذره عشق تو دل سنگ تو نيست ديدي امروز وفردا كردي رفتش پر زد ديد پر زد و رفتش اينو بهت مي گفتش + نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 20:19 توسط ZORO KOMANDO
منتظر موندم به راهت تا همیشه چشم به راهت مونده بودم پشت شیشه انتظارت تلخ مثله مردن دل مثل عشقی خواب و باطل وای نخندون بخدا من میمیرم از این جدایی بخدا من میمیرم اگه نیایی بخدامن میمیرم از این جدایی اگه فردا بیاد و باز تو نیایی + نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 20:10 توسط ZORO KOMANDO |
عزیز طاقت گریه ندارم اشکی برای من نریز می خوام بگم دوستت دارم حتی اگه جدا باشیم این همه فاصله کمه اگه به یاد هم باشیم وقتی خندیدی به رفتنم دلم از تو شکست بعد تو دیگه دلم دل به غریبه ها نبست تک تک خاطره ها مون هر چی بود دیگه گذشت جای من کی تو قلب مهربون من نشست
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 20:4 توسط ZORO KOMANDO
بدون ميخوام برم تااخرخط ازهمه گذشتم واسه تو فقط
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387 21:36 توسط ZORO KOMANDO |
تو دادن غلط است رفتن زكوي تو ستادن غلط است، تو نه اني كه غم عاشق زارت باشم، دگري جز تو به من اين همه ازار نكرد،انچه كردي تو به من هيچ ستمكار نكرد، بشنو پند و نكن قصد دل ازرده ي خويش ،ورنه بسيار پشميان شوي از كرده ي، خويش دل من ديگه خطا نكن، با غريبه ها وفا نكن زندگي رو باختي دل من مردموشناختي دل من، زنديگي رو باختي دل من ،مردم و شناختي دل من، تا به كي سراپا حقيقتي، تا به كي خراب محبتي ،هم نشين اين و اون مي شي، خسته و پريشون خون ميشي، دشت بخت تو كوير مي شهمرغ ارزو اسير مي شه، روبروت سراب پشت سر خراب ساكت و صوبري دل من، مثل بوف كوري دل من زنديگي رو باختي دل من، مردم و شناختي دل ،من دل من ديگه خطا نكن، با غريبه ها وفا نكن زنديگي رو باختي دل من مردمو شناختي دل من ،تا به كي سراپا حقيقتي تا به كي خراب محبتي هم نشين اين و اون مي شي خسته و پريشون خون مي شي، دشت بخت تو كوير مي شه، مرغ ارزو اسير مي شه روبروت سراب پشت سر خراب، ساكت و صبوري دل من، مثله بوف كوري دل من زندگي رو باختي دل من مردم و شناختي دل من
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387 21:32 توسط ZORO KOMANDO
گيره، اره ميگيره مي شينه بي تو يه گوشه مي ميره ،اما اين بار ديگه فايده نداره، اوني كه رفته ميره تنهات مي ذاره، تو كه مي دوني من ميدونم كه مي دوني ،مي دوني مي دونم شبا مي شيني ازم مي خوني، مي دونم مي خواي بياي سراغم ميخواي حالا بشي شعر اتاقم، مي خواي باشي و افسوس نمي توني مي خواي بياي و اما نمي توني، مي خواي باشي و افسوس نمي توني ،تو كه مي دوني مياي واما نمي موني، تو درياي نگات شبو شناختم قايق كاغذيمو اين جوري باختم، كاشكي از اولش موج سپديم يه جايه ديگه دريامو مي ساختم، توكه مي دوني كه من ميدونم كه مي دوني، مي دوني مي دونم شبا مي شيني ازم مي خوني، مي دونم كه مي خواي بياي سراغم ،ميخواي حالا بشي شعر اتاقم مي خواي باشي و افسوس نمي توني تو كه مي دوني مياي و امانمي موني مي خواي باشي و اما نمي توني ... كاشكي تو نگاه اخرعشقو تو نگام مي خوندي
هنوزم زمستون به يادت بهاره تو قلبم كسي جز تو راهي نداره
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387 21:30 توسط ZORO KOMANDO |
تمام نا تمام من با تو تمام مي شود، شاعر بي نام نشان صاحب نام مي شود ،تمام من به نام تو شعر دوباره مي شود، بنده سكوت كهنه ام چهار پاره مي شود، تمام نه تمام نه كه جام نا تمام لبريخته ام تمام نه تمام نه كه نا تمامي از تواويخته ام تمام نا تمام من با تو تمام مي شود، شاعر بي نام و نشان صاحب نام مي شود در اين حرير خانگي روي ترانه شسته ام، تمام خون من شبي پر از ستاره مي شود، از تو بر اين ترانه ها نورستاره ها مي چكد، بر اين بلند بي صدا غزل دوباره مي چكد، بر اين بلند بي صدا غزل دوباره مي چكد تمام نه تمام نه كه جام نا تمام لبريخته ام، تمام نه تمام نه كه نا تمامي از تو اويخته ام، تمام نا تمام من با تو تمام ميشودشاعر بي نام نشان صاحب نام مي شود، چكه كن اي ابرك من مثله ستاره بر زمين طلوع ميلاد منو درشب بي سحر ببين چكه كن اي ابرك ، من مثله ستاره بر زمين، طلوع ميلاد منو در شب بي سحر ببين، چيكه كن اي ابرك من ،طلوع ميلاد منو در شب بي سحر ببين
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387 21:26 توسط ZORO KOMANDO
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387 20:5 توسط ZORO KOMANDO
|