تبليغاتX
کماندوی عاشق

کماندوی عاشق

ZORO KOMANDO

+ نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 14:49 توسط ZORO KOMANDO |


ZORO 

                  

+ نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 14:36 توسط ZORO KOMANDO |



zoro

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 13:6 توسط ZORO KOMANDO |


 zoro zoro

برای بزرگتر دیدن عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

و هم چنین برای دین عکسای بیش تر از شادمهر جان


ادامه مطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 12:16 توسط ZORO KOMANDO |


برو تا ببینی شادمهر چیه

برو روی ادامه مطلب


ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 19:56 توسط ZORO KOMANDO |


گزارش کنسرت و ................... برای خواندن بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 19:46 توسط ZORO KOMANDO |


برای دین عکسای زیبا از شادمهر روی ادامه مطلب کلیلک کنید
ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 17:38 توسط ZORO KOMANDO |



مطالب بسیار مفید برای بهتر زندگی کردن لطفا برای اسفاده از مطالب روی ادامه مطالب کلیک کرده


ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 16:37 توسط ZORO KOMANDO |


i love you meadly

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 19:57 توسط ZORO KOMANDO |


عشق من

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 19:54 توسط ZORO KOMANDO |


 ۱)با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به

بهشت باز گرداند.

 
۲)خوشبخت ترين فرد كسي است كه بيش از همه سعي كند ديگران را خوشبخت سازد.

 

۳)سعی کن چیزی را که نمی تونانی به دست بیاوری فراموش کنی و سعی کن چیزی را که نمی

توانی فراموش کنی بدست بیاوری. (شکسپیر)  

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 17:41 توسط ZORO KOMANDO |



یه کاری کن که می تونی ،یه خونه شوتو ویرونی ،از این یش تر نپرس از عشق، نمی دونم

نمیدونی، تو این تقدیر دل بره کسی اشکاشو نشمرده ،کجادیدی که تنهایی غماشو با خودش برده


یه کاری کن از این بیش تر نیفتم تو غم آخر نذار شمع حضور من یه شعله شه تو خاکستر

نگودوره   نگو دیره نگو این غصه دل گیره


یه عمره رفته از دستم نیای عشق تو می میره

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 17:37 توسط ZORO KOMANDO |



تو می آیی

تو می آیی 
یقین دارم که می آیی
زمانیکه مرا در بستر سردی میان خاک بگذارند
تو می آیی
یقین دارم که می آیی
پشیمان هم
دو دستت التماس آمیز می آید به سوی من
ولی پر می شود از هیچ
دستی دست گرمت را نمی گیرد
صدایت در گلو بشکسته و الوده با گریه به فریادی مرا با نام می خواند
و  می گوید که اینک من ....سرم بشکن
دلم را زیر پا له کن
ولی برگرد
همه فریاد خشمت را ه جرم بی وفایی ها ..
دو رنگی ها  ...جدایی ها ...به روی صورتم بشکن
مرو ای مهربان بی من
که من دور از تو تنهایم
ولی چشمان پر مهری دگر بر چهره ی مهتاب مانندت نمی ماند
لبانی گرمبا شوری جنون انگیز نامت را نمی خواند
دگر آن سینه ی پر مهر آن سد سکندر نیست
که سربر روی آن بگذاری  و درد درون گویی
دو دست کوچکش با پنجه های نرم و لغزنده
میان زلف های بزم تو بازی نمی گیرد...
پریشانش نمی سازد
هزاران باره هستی را بهاپیتو نمی بازد
زن کوچک چه خواموش است
تو می آیی، زمانیکه نگاه گر م من دیگر به روی تو نمی افتد
هراسان هر کجا...هر گوشه ای برق نگاهت را نمی یابد مبادا بر نگاه دیگری افتد
دو چشم ن تو را دیگر نمی خواند....به شوقی دلکش و شیرین
و تو هر چند بار دیگری در چشم هایت جست و جو باشد
سراب آرزو باشد
ولب هایتلبان گرم و تبدارت کتاب روشنی از بر
عمری گفت  گو باشد
و عطر هزاران بوسه ی شیرین دوباره روی آن لغزد
محال است اینکه بتوانی بر آن چشمان خاوبیده دوبارهرنگ عشق و آرزوریزی
نگاهت را به گرمی ب نگاه من بیاویزی
به لب هایم کلام شوق بنشانی
محال است این که بتوانی دوباره قلب آرام مرا....
قلبی که افتادست از کوبش را بلرزانی...برنجانی
محال است اینکه بتوانی مرا دیگر بگریانی
تو می آیی
یقین دام که می آیی
ولی افسوس آن پیکر که چون نیلوفری افتاده بر خاک است
دگر باشوق بر روی شانه هایت سر نمی آید
به دیوار بلند پیکر گرمت نمی پیچد
جدا از تکیه گاهش در پناه خاک می ماند و در آغوش سرد گرو می پوسد
وگیسوی سیاهش حلقه حلقه بر سپیدی های آن  زیبا لباس آرخرینش نرم می لغزد..
جدا از دست های گزم و زیبا و نجیب تو ..
دگر آن دست ها هرگ بر آن گیسو نمی لغزد
پریانش نمی سازد
ولی آن جا نمی بازد
تو می آیی ... یقین دارم که می آیی
تو با عشق و محبت باز می آیی
ولی افسوس..
آن گرما به جانم در نمی گیرد
بر جسم سرد و خاموشم دگرهستی نمی بخشد
اگر صد ها هزاران بوسه از پا تا سرم ریزی                 
دگ مستی نمی بخشد
یقین درام که می آیی
بیا آنکه نبض هستی ام دردست هایت بود
دل دیوانه ام افتاده لرزان زیر پایت بود
بیا ای آنکه رگ های تنم با خون گرم خودتماما معبری
بودند ، تا نقش تو را هم چون گل سرخی به گلدان دل پاکیزه ی گرم برویانند
بیا....
بیا تا آخرین هم ،هم
قدم های تو بالای سرم باشد
نگاهت غرق در اشک پشیمانی به روی پیکرم باشد
دلت را جا گذاری شاید آن جا
تا که سنگ بسترم باشد.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 17:33 توسط ZORO KOMANDO |



درمیان من و تو فاصله هاست
گاه می اندیشم
می توانی تو به لبخندی یان فاصله را برداری
تو توانایی بخشش داری
 دست های تو توانایی ان را دارند
که مرا زندگانی بخشند
شور و شوق و مستی
و تو چون مصرع شعری زیبا
سطر برجسته ای از زندگی من هستی
با من اکنونچه نشستن ها ،خاموشی ها
با تو اکنون چه فراموشی ها
چه کسی می خواهد من  و تو ما نشویم
خانه اش ویران باد
من اگر ما نشوم تنهایم
تواگر ما نشوی خوشبختی
من و تو یک قلب مشترکیم.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 17:31 توسط ZORO KOMANDO |


خواست الهی
روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت.فرشتگان سراغش را  از خدا گرفتند
و خدا هر بار به فرشتگان اینگونه می گفت:
می آید من تنها  گوشی هستم که غصه هایش را می شنود
و یگانه قلبی ام که درد هایش را در خود نگاه می دارد
سر انجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دیا نشست
فرشتگان چشم به لب هایش دوختند
گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود:
با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست
گنجشک گفت: لانه ی کوچکی داشتم که آرامگاه خستگی هایم بود و سر پناه بی کسی ام
تو همان را هم از من گرفتی این طوفان بی موقع چه بود؟
چه می خواستی از لانه محقرم؟
کجای دنیا را گرفته بود؟
و سنگینی بغض راه بر کلامش بست سکوتی در عرش طنین انداز شد.
فرشتگان همه سر به زیر انداخته بودند
خدا گفت:
ماری در راه لانه ات بود خواب بودی باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند.
آنگاه تو از کمین مار پر گشودی گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود
خدا گفت:وچه بسیا بلا ها که به واسطه ی محبتم از تو دور کردم
و تو ندانسته به دشمنی ام بر خاستی
اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود ناگاه چیزی در درونش فر ریخت.
های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد.


 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 17:30 توسط ZORO KOMANDO |


زمانی که خورشیدغروب سر می کند و غوغای دورو دراز زمین جای خود را به آرامش و سکوت عمیق می سپارد و تیرگی شب بر آسمان حکم فرما می شود،لحظاتی که ستارگان زیبا با حرکتی یکنواخت در گنبد نیلگون آسمان درخشیدن آغاز می کنند و هنگامی که صدای مرغ عشق با آواز ملایم و سوزناک توام می شود و سکوت شب را بر هم می زند وقتی که نسیم سرمست شبانگاه با وزیدن خد داستان هایی از عشق های گذشته می سراید،موقعی که پروانه با شمع مشغول راز و نیاز استو به دور او طواف می کند من با بی صبری تمام منتظر لحظه ای هستم که با تو روبرو شموهر ستاره شبی است که من از تو دور می شوم و امشب آسمان دلم چه پر ستاره است.
اکنون می دانم بین دست هایمان فاطله است شاید بیشتر از یک دریا ولی اگر بین قلب هایمان حتی به انداره ی یک نفس فاصله باشد به خدا قسم آن را بر خواهم داشت.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 17:51 توسط ZORO KOMANDO |



داستانی زیبا که از شنیدن آن به وجه می آیید

مردی که مرده بود پیش خداوند رفت و خدا زندگی اش را مرور کرد و به او گفت درس هایی بسیاری را که آموخته بود نشان داد.وقتی که کار تمام شد خدا گفت: بنده من آیا سوالی داری؟ مرد گفت:وقتی تو داشتی راه زندگی را به من نشان می دادی در شرایط خوب و رضایت بخش دو ردیف رد پا کنارم می دیدم.پس دریافتم که تودر کنارم بودی اما وقتی زمان بر من سخت می گرفت من را تنها گذاشتی؟ خدا گفت: ای بنده تو اشتباه فهمیدی
درست است وقتی لحظات بسیار نشاط آور بود من همراه تو بودم و راه را به تو نشان می دادم،اما وقتی دوران بسیار سخت شدند من تو را درآغوش داشتم.

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 17:36 توسط ZORO KOMANDO |


سلام بر وبچ فردا از شادمهر عقیلی براتون می زارم تا حالشو ببرید.عشق من شادمهر.

 

عرضم به حضورتون که من وقت نکردم که این وبلاگ را آماده کنم انشاالله فردا آماده خواهد شد.

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 20:19 توسط ZORO KOMANDO |


<<قلبم ادامه خواهد داد>>

هر شب در رویا هایم تو را میبینم                  احساست می کنم

اینگونه است که تو ار می شناسم                                     اینگونه باش"

علی رغم پیچ و خم های دور فاصله                        کهکشانی که بین ماست

بیا و خودت را به تماشا بگذار                         اینگونه باش "

نزدیک دور هر کجا که باشی                                       ایمانم را از دست نخواهم داد

اگر چه شب ها بسیار سختند،ادامه خواهم داد                                 که یک بار دیگر تو در را می گشایی

  و اینجا،هستی اینجا                                          در قلب من

و قلب من ادامه خداهد داد                                       عشق تنها یک بار برای هر کس می آید

و برای تمام عمرش می آید                                    تا ما برویم

عشق هان بود که با تو وزیدم               حقیقتا همان یک بار

و از آن پس هم همان بود که بدان آویختم

و تا همیشه،همه زندگی ام                                     با آن پیش خواهد رفت

تو اینجایی پس چیزی نیست که از آن بترسم

و می دانم که قلبم هم چنان                      خواهد تپید

این ها را در قلبم ادامه خواهم داد

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 20:2 توسط ZORO KOMANDO |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

به نام خدا
سلام دوستان
من بچه ی اصفهانم
دانشجوی تربیت بدنی
برای همتون ارزوی سلامتی دارم

امیدوارم که همیشه موفق باشید



چه غمگین است اهنگ خداحافظ چه غمگین است از این رفتن از این فردای تنهایی چه بیزارم مرا از یاد خواهی برد و از یام نخواهی رفت دلم تنگ است دلم چون برگ پاییزی پر از درد است صدای خش خش برگان به همراه تپیدن های قلبم می شود اغاز که من تنهاترین تنهای دنیایم




صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

خرداد 1388

اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387



پیوندها

زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست
مریم پاییزی
دوستم بدار شاید فردایی دیگر نباشد
نرگس
مریم گلی
کد موزیک و خبرای جدید(شادمهرعقیلی)
نگار خانم
بهناز
من تنها
ستاره جوان
ستاره ی شب (مریم)
شادمهر رضا
عاشقان شادمهر من
شادمهر بيا
فقط شادمهر عقيلي
فریاد نسل جوان،فقط شادمهر عقیلی
اشنایی با مشکلات جوانان
حرف های نگفته خیلی هست...جرات گفتن ندارم
اس ام اس عاشقانه-گالری عکس
چشم انتظار(دختر تنها)
خود شناسی از طریقه رنگ ها
همه جور اس ام اسی هست
کد اهنگایه جدید
میانه منو تو(عاشقانه)
LOVE
شادمهر برای فارسیا
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin


New Page 2


www.irLearn.com

javascripts.persianblog.com

سايت بهاربيست

قالب وبلاگ

مگه ميشه برنگردي، من که باورم نميشه وقتي که هنوز تو اين عکس، با مني مثل هميشه تورا به خاطر تمام کسانی که دوست نمی داشتم دوست دارم I LOVE YOU MEADLY (M)