+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 21:28 توسط ZORO KOMANDO
|
دوستان خبرای شادمهری رو در خبرای جدید در مورد شادمهر بخوانید
همونطور که بعضی از شادمهري ها قبلا دیده بودید وبسايت اختصاصی شادمهر عقیلی یه نظرسنجی با
عنوان انتخاب محبوبترین صدا راه اندازی کرده بود که در این نظرسنجی عده بسیار زیادی به شادمهر
رای داده بودند
به همین دلیل منبع اختصاصی شادمهر عقیلی برای این که حق خواننده گان دیگه ضایع نشه تصمیم گرفته
که این نظرسنجی رو علاوه بر شادمهر سورس در چندین وبلاگ دیگه هم اعلام بکنه
مدیران وبلاگها یا وبسایتهایی که تمایل به همکاری در انتخاب محبوبترین صدا دارند میتوانند از طریق
لینک زیر کد نظرسنجی را دریافت کرده و در وبلاگ یا وبسایت خود قرار دهند لطفا پس از درج نظرسنجی
در وبلاگ یا وبسایتتان از طریق فرم نظرات وبلاگ يا به ما يا به شادمهر سورس خبر بدهند
دریافت کد نظر سنجی
با تشکر فراوان ازمدیریت منبع اختصاصی شادمهر عقیلی
شادمهر سورس
رضا جان
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 17:31 توسط ZORO KOMANDO
سيب سخي رو به من بخشيد رو رفت
ريشه ي سبز دلم رو چيد و رفت
عاشقي هاي مرا باور نكرد
عاقبت بر عشق من خنديد و رفت
اشك بر چشمانم سردم حلقه زد
بي مروت گريه ام را ديد ورفت
هيچ كس تنهايي ام را حس نكرد
وسعت حيراني ام را حس نكرد
در ميان خنده هاي تلخ من
ديده ي باراني ام را حس نكرد
+
نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1387 20:14 توسط ZORO KOMANDO
|
كاش از اول مي دونستم واسه من موندني نيستي يادته موقع رفتن از ته دل مي گريستي ياد تو پر از فريبه
واست از جونم گذشتم حالا تو شكستي رفتي هنوزم غريبه نيستي
كاش از اول مي دونستم كه توهم تنهام مي ذاري تو بودي بود و نبودم اما نه دوسم نداري الهي كه يه اب
خوش از تو گلوت پايين نره الهي توي زندگي بيفته صد هزار گله الهي چشماي سيات وفا از هيچ كس نبينه
نفرين و لعنتت كنم لياقت تو همينه
چشاي خيس و به راهت بگو دوختم يا ندوختم عمري تو زخم زبونت بگو سوختم يا نسوختم دل تو پر از
فريبه واست از جونم گذشتم هنوزم عزيزتريني الهي كه يه اب خوش از تو
گلوت پاين نره الهي بيفته تو زندگيت صد هزار گره
الهي چشاي سيات وفا از هيچ كس نبينه نفرين و لعنتت كنم لياقت تو همينه، الهي تنهات بزارن الهي دربه
در بشي، الهي اتش بگيري بسوزي خاكستر بشي
ديگه فرقي نداره واسم بود و نبود تو الهي اتيش بگيره تموم تارو پود تو
اه
الهي چشماي سيات وفا از هيچ كس نبينه نفرين و لعنتت كنم لياقت تو همينه
+
نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1387 20:10 توسط ZORO KOMANDO
+
نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1387 20:7 توسط ZORO KOMANDO
تو اي شراب شعر هاي من،تو اي گل خيال من
اميد من،تو اي نشسته در دلم چو ارزو
براي من بگو ،بگو ،قسم بخور
به مهر و ماه ،به لاله ها ،به سايه ها
به اشك ها و اه ها ،به نغمه ها ،ترانه ها
به انكه دست داريش بگو كه ترك من نمي كني
بگو كه اين دل مرا
دل به خون كشيده ي مرا
دل وفا نديده ي مرا
اسير غم نمي كني
بگو مرا رها نمي كني
دارم از وب نویسی خسته میشم فقط به خاطر شادمهره که دارم ادامه می دم
+
نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1387 20:4 توسط ZORO KOMANDO
تو مثل راز پاييزي و من رنگ زمستانم
چگونه دل اسيرت شد قسم به شب نمي دانم
تو مثل شمعداني ها پر از رازي و زيبايي
و من در پيش چشمان تو مشتي خاك گلدانم
تو درياي ترين هستي ،ابي و ارام و بي انتها
و من موج گرفتاري اسر دست طوفانم
تو مثل اسماني مهربان و ابي و شفاف
و من در ارزوي قطره هاي پاك بارانم
نمي دانم چه بايد كرد با اين روح اشفته
به فريادم برس اي عشق من امشب پريشانم
تو درياي مني بي انتها و ساكت و سرشار
و من تنها در اين دنياي دور از غصه مهمانم
تو مثل مرز احساسي قشنگ ودور و نامعلوم
و من در حسرت ديدار چشمت رو به پايانم
تو مثل مرهمي بر بال بي جان كبوتر ها
و من هم يك كبوتر تشنه ي بارانم
بمان امشب كنار لحظه هاي بي قرار من
ببين با تو چه روياييست رنگ شوق چشمانم
شبي يك لحظه نيلوفر به دست ابي ات دادم
هنوز از عطر دستانت پر از شوق است دستانم
تو فكر خواب گل هايي كه يك شب باد ويران كرد
و من خواب تو را مي بينم و لبخند پنهانم
تو مثل لحظه اي هستي مه باران تازه مي گيرد
و من مرغي كه از عشقت فقط بي تاب و حيرانم
تو مثل چشمه ي اشكي كه از يك ابر مي بارد
و من تنها ترين نيلوفر رو به گلستانم
شب است و نغمه ي مرغان سفر كرد
و شايد يك مه كم رنگ از شعري كه مي خوانم
تمام ارزوهايم سبز مي گردد زماني
كه تو يك شب بگويي دوستم داري تو مي داني
به جان هر چه عاشق توي اين دنياست
قدم بگذار روي كوچه هاي قلب ويرانم
بون تو شبي تنها و بي فانوس خواهم مرد
دعا كن بعد ديدار تو باشد وقت پايانم
+
نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1387 19:50 توسط ZORO KOMANDO
تو مي گي با مني ولي مي دونم ديگه تو دوستم نداري، مي دونم منو بردي از يادت، داري تو عشق كم مي ياري ،ميدونم ديگه نمي خواي باهات بمونم، مي دونم دوستم نداري، برو پيش اوني كه واسش مي ميري به پاش مي شيني بي قراري بي قراري، يادته بهت مي گفتم كه حرفاي تو بهونست تقصير تو نيست ميدونم تقصير اين زمونست، حالا همه چي تمومه حرفي وسط نمونه، ديگه نمي خوام ببينمت ،هر چي بگي همونه ميدونم ديگه منو نمي خوام نميخوام نمي خواي،عشقمون عشقمون چه بد يادت رفت، ميدونم ديگه منو نمي خواي نمي خواي،ديگه قيدمو بزن برو كه خوب شناختمت ،چه ساده تو رو به اون عشق غريبه باختمت، ديگه قيدمو بزن بزن ديگه قيدمو بزن

+
نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1387 19:44 توسط ZORO KOMANDO
|
شادمهر جان تقديم به تو
در اين دنيا تك و تنها شدم من
گياهي در دل صحرا شدم من
چو مجنوني كه از مردم گريزد
شتابان در پي ليلا شدم من
چه بي ثمر مي خندم
چه بي اثر مي گريم
به ناكامي چرا رسوا شدم من
چرا عاشق چرا شيدا شدم من

+
نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1387 18:2 توسط ZORO KOMANDO
|
باز دوباره تنهايي و شب سكوتت باز دوباره ياد تووغم نبودت باز دوباره بهت مي گم تنهام گذاشتي رفتيو
اين بغض و توي صدام گذاشتي مي خوام بهت بگم پيشم بمون اما نمي شه مي خوام بهت بگم نرو نرو مگه چي مي شه بعد تو پرسه مي زنم شباي سرد و خسته رو تورفتي و من حست پشت سرت گفتم نرو نرو
مي خوام تموم كنم اين قصه ي تلخ و با تو ميدوني چقدره فاصله ي قلبم تا تو منو تو باز هرسر شديم دچار درد نگاه سرد به رنگ پاييز زرد اگه بهت گفتم برو چون كه بريدم ذره ذره اب شدم به اخر رسيدم اتيشم زدي منو كشتي صد بار بسه ديگه برو دست از سرم بردار چند تا سوال عين خوره روحمو مي خوره بعد من كي مياد دلم از دلهره پره داد زدم رو به اسمون كه بي جواب بود فهمديم كه ديگه كمك خواستن نداره سود اما خواستم بمونم به لب رسيد جونم من از جونم گذتشم تا توباشي تو خونم ديگه چيزي نداشتم بگم ازدست دادم بازم داد زدم گفتم خدايا تو برس به فريادم
مي خوام بهت بگم پيشم بمون امانميشه مي خوام بهت بگم نرونرو مگه چي ميشه بعد تو پرسه مي زنم شباي سرد و خسته رو تو رفتي و منو حست پشت سرت گفتم نرو نرو چشامو مي بندم ولي چيزي نيست به يادم به يادم ميارم چه ساده دادي به بادم ببين چه شادم كه گفتي تا تهش باهاتم فقط اومدي دچارم كني به دردو ماتم شمع عشقم به دست كي ساده خاموش شد شايد باد اومد عشق واسه نورفانوس شد وقتي يادم مياد اشك و التماس چشات ديوانه وار ميگريم واسه دوري نگات برات مي ساختم از جهنم زشتم بهشت دستام تو دستات بودي بي خيال سرنوشت به ياد اون روزايي كه بوديم خوش و خرم كه تو رو با خودم تا اوج ابرا مي بردم حتي نشد با سنگ صبوري درد و ربود چرا كه قلبم اسير بند تو بود پس خاطراتو نبر برام بذار يادگاري بهونه ي اشكام باشه تو شباي بي قراي
دل بكن از منو عشقم بذار دستامون جداشن سهم من شباي تاريك سهم تو فردايي روشن مجبورم نكن بگم كه به تو هيچ حسي ندارم اخه اين دوروغه اما ديگه چاره اي ندارم
تو بدون تا اخر عمر از دلم نمي ري هرگز نمي خواد كه سخت بگيري خيلي ساده خداحافظ
خداحافظ
+
نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1387 17:13 توسط ZORO KOMANDO
+
نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1387 17:11 توسط ZORO KOMANDO
من با يه دنيا خاطره تو تو به من گفتي برو من چه جوري جداشم از تو من مي خوام از دنيا برم تو مي گي تنهايي وبرو من ميمرم جداشم از تو من با دلي خون از غم تو چي مي شه بموني با من نگو شك مي كنم از تو من اب خودم مي گم دل تو چرا بد مي كنه با من باشه دل مي كنم از تو رفتم از شهر خدا ستاره چيدم واسه تو تو سارمو سوزوندي اخرش گفتي برو اي دلت بسوزه بي رحم تو اسير دلتي كاش مي دونستي عزيزم اونتساره خودتو تو سوزوندي خودتو با خودت منم سوزوندي كاش دل نداشتي و جاش توي قلب من مي موندي تو سوزوندي خودت رو با خودت منم سوزوندي كاش دل نداشتي جاش توي قلب من مي مي موندي
+
نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1387 16:56 توسط ZORO KOMANDO