|
+ نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388 22:37 توسط ZORO KOMANDO
میچکه نم نم بارون روتن خیسه خیابون چقده بی اشیونه طفلی گنجیشکه رو ایوون می خونه چیک چیک و نالون شعره گندم زاره ویرون نمی تونه پر بگیره می یونه گلایه گلدون حالا تنها تویه این غربته سرده کنجه سینش انگاری یه کوه درده اون روزا اون وره کوها طفلکی دنیایی داشته پشته گندم زاره وحشی چشمه ی پر ابی داشته حالا داغه چشمه ی پیر خونه کرده تو رگاش بویه گندم زارو داره لحظه لحظه نفساش یادشه جفته قشنگش سر می ذاشت روی پراش تویه خلوته گل سرخ بوسه می زد به لباش حال تنها تویه این غربته سرده تویه سینش انگاری یه کوه درده منمو گنجیشکه نالون از گذتشه ها گریزن پر کشیدم زدیارم به هوای بویه بارون حالا تنها تویه این غربته سردم ای رفیق پره درده تویه این سینه ی خستم ای رفیق
اون شبی که چشمه مهتاب به نگاه باغچه خندید چیکه چیکه دسته بارون خواب شیشه ها رو دزدید دیوارایه سنگیه باد دل به پیچکا سپردن ابرا با ستاره هاشون دله کفترارو بردن اما من این منه بی تو تک و تنها توخیابون واسه تو گریه می کردم عاشقونه زیره بارون اون شبی که دستای باد مویه بید و شون می کرد رازقی با طعمه شعراش کوچه رو دیونه می کرد چشمایه اشکیه شبنم دل سپرده بود به باغچه رنگ رو ری عاشقی داشت گله سرخه رویه باغچه اما من این منه بی تون تک و تمنها تو خیابون واسه توگریه می کردم عاشقوتنه زیره بارون اون شبی که دوتا قمری دل می دادند عاشقونه واسه هم قصه می گفتند تویه ایونچه ی خونه وقتی که ابرارو دنیا رنگه فردا می کشیدند ماهیه های ه عشقه حوض خواب دریا رو می دیند اما من این منه بی تو ک و تها توخیابون واس تو گریه می کر دم عاشقونه زیره بارون عاشقونه زیره بارون
+ نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388 22:29 توسط ZORO KOMANDO |
تو چشمه من نگاه نکن دنبال اشکه من نگرد چشمای اینه قبله من تنهایی هامو گریه کرد بی خودی حالمو نپرس چیزی نمی فهمی ازم اشکاتو خرجه من که ما که نمی رسیم به هم تو هم به اندازه ی من تو فکر فصله اخری فقط بدون جونه منو داری به همرات می بری تو چشمه من ناگه نکن شهر غمه شهر چشام دنیایه تو مله خدت تنهام بذار با غصه اهم اخ که چه اسونه برات گذشتتن از هر چی که بود اداما یادشون می ره عشقه قدیمی خیلی زود عشقه قدیمی خیلی زود تو هم به اندازه ی من به فکر فصله اخری فقط بدون جونه منو داری به همرات می بری دارن به دنبالم می ان تموم خاطراته من می دونی بی تو می میرم تیره خلاصوتو بزن یه ارزو تو قلبمه میخوام که اینو بودنی مثه دله عشقه من قلب کسی رو نشکونی وقتی نمونده واسه ما حتی واسه خدافظی برومنو تنهام بذار با این گلایه کاغذی تو هم به اندازه ی من تو فکر فصله اخری فقط بودن جونه منو داری به همرات می بری + نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388 22:18 توسط ZORO KOMANDO |
چشم من بیا منو یاری بکن گونه هام خشکیده شد کاری بکن غیر گریه مگه کاری میشه کرد کاری از ما نمیاد ،یاری بکن اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد تا قیامت دل من گریه می خواد هر چی دریا رو زمین داره خدا، با تموم ابرای آسمونا کاشکی میداد همه رو به چشم من تا چشمام به حال من گریه کنند اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد تا قیامت دل من گریه میخواد قصه ی گذشته های خوب من ، خیلی زود مثل یه خواب تموم شدند حالا باید سر رو زانوم بذارم ، تا قیامت اشک حسرت ببارم دل هیچکی مثل من غم نداره ، مثل من غربت و ماتم نداره حالا که گریه دوای دردمه ، چرا چشمم اشکشو کم میاره خورشید روشن مارو دزدیدند ، زیر اون ابرای سنگی کشیدند همه جا رنگ سیاه ماتمه ، فرصت موندنمون خیلی کمه اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد تا قیامت دل من گریه میخواد سرنوشت چشماش کوره، نمیبینه زخم خنجرش میمونه رو سینه ، لب بسته ، سینه ی غرق به خون قصه ی موندن آدم همینه اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد......
خدا حافظ همین حالا،همین حالا که من تنهام خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام خداحافظ کمی غمگین،به یاد اون همه تردید به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید اگه گفتم خداحافظ، نه اینکه رفتنت ساده است نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده است خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا
دوست داشتمودارم تویی عمره دوبارم بخوای یا نخوای دلو برات می یارم اینو گفتمو می گم بدنه تو می میرم توکه نیستی من از کی سراغه تو بگریم دلم چه بی قراره نشونیتو ندارم اگه بی تو بمونه می میره بی ستاره نگیر ازم بهونه صدام کن عاشقونه ببین که وقتی نیستی چه غمی داره خونه نگاه کردی تو چشمام ولی عشقوندیدی تا فهمیدی می خوامت دوباره دل بریدی می موم پایه عشقت اگه بازم بگی نه شاید بارفتنه تو بگم به زندگی نه دلم چه بی قراره نشونی تو نداره اگه بی تو بمونه می میره بی ستاره مگیر ازم بونه صدام کن عاشقونه ببیمن که وقتی نیستی چه غمی داره خونه نگاه کردی تو چشمام + نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388 22:9 توسط ZORO KOMANDO
من از این پس به همه عشق جهان می خندم من به هوسبازی این بی خبران می خندم من از آن روز که دلدارم رفت به غم و شادی این بی خبران می خندم + نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388 22:4 توسط ZORO KOMANDO |
+ نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388 22:2 توسط ZORO KOMANDO
|