در شبي غم گين تر از من غصه ي رفتن سرودي، تا كه چشمم را گشودم از كنارم رفته بودي، اي دريغا دل سپردن به عشق تو بيهوده بود وعده ها و خنده هاي تو به نيرنگ الوده بود ،اي به خاطر برده عشق اتشينم، رفتي امامن فراموشت نكردم، چلچراغ روشني بيگانه بودي سوختموبيهوده خاموشت نكردم، رفتي اما من قلب من راضي نشد، بر تو و برعشق تو نفرين كنم، بي تو شايد بعدازاين افسانه هاترك عشق و اين غم ديرين كنم، اي دريغا دل سپردن به عشق توبيهوده بودوعده ها و خنده هاي تو به نيرنگ الوده بود ،اي به خاطر برده عشق اتشينم رفتي اما من فراموشت نكردم چلچراغ روشن بيگانه بودي سوختمو بيهوده خاشموت نكردم رفتي اما قب من راضي نشد ،بر تو برعشق تو نفرين كند، بي تو شايد بعد از اين افسانه ها ترك عشق و اين غم ديرين كنم
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387 20:5 توسط ZORO KOMANDO