تنم از حادثه خسته
دلم از غصه شکسته
یه مسافر غریبم
راهی یک راه دورم
ناجی شکسته بالم
که تویی،اما نشستی
ای که واسه خاطر من
دل مردمو شکستی
پر بغض و گریه بودم
تو رسیدی تا بخندم
واسه پیدا کردن تو
دل به جاده ها می بندم
راهی یه کوله راهم
کوله بار عشق و بستم
دیگه از خودم بریدم
دیگه از آینه خستم
تویی کعبه وجودم
دور چشمه ی تو گشتم
نکن از دلم گلایه
باید از تو می گذشتم
می خوام این عشق قشنگو
از نگاهت پس بگیرم
نمی خوام مثله پرنده
تو یی قفس بمیرم
ای نگاه آبی ناز
کاش تو مهربون نبودی
میون این همه آدم
تو یه همزیون نبودی
لحظه ی گذشتن از تو
آخرین لحظه دیدار
واسه تو از تو گشذتم
همینو میگن یه ایثار
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 14:19 توسط ZORO KOMANDO