|
چی می شد شعر سفر بیت اخری نداشت کوچ عمر من و تو دم واپسن نداشت پسری کوچک و غمگینی را می شناسم که در اقیانوسی مسکن دارد و دلش را در یک نیلبک چوبین می نوازد ارام پسری کوچکی که شب با یک بوسه میمیرد و سحرگاه با یک بوسه زنده می شود پرواز را به خاطر بسپار پرنده رفتنی است + نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388 22:30 توسط ZORO KOMANDO
|