|
میچکه نم نم بارون روتن خیسه خیابون چقده بی اشیونه طفلی گنجیشکه رو ایوون می خونه چیک چیک و نالون شعره گندم زاره ویرون نمی تونه پر بگیره می یونه گلایه گلدون حالا تنها تویه این غربته سرده کنجه سینش انگاری یه کوه درده اون روزا اون وره کوها طفلکی دنیایی داشته پشته گندم زاره وحشی چشمه ی پر ابی داشته حالا داغه چشمه ی پیر خونه کرده تو رگاش بویه گندم زارو داره لحظه لحظه نفساش یادشه جفته قشنگش سر می ذاشت روی پراش تویه خلوته گل سرخ بوسه می زد به لباش حال تنها تویه این غربته سرده تویه سینش انگاری یه کوه درده منمو گنجیشکه نالون از گذتشه ها گریزن پر کشیدم زدیارم به هوای بویه بارون حالا تنها تویه این غربته سردم ای رفیق پره درده تویه این سینه ی خستم ای رفیق
اون شبی که چشمه مهتاب به نگاه باغچه خندید چیکه چیکه دسته بارون خواب شیشه ها رو دزدید دیوارایه سنگیه باد دل به پیچکا سپردن ابرا با ستاره هاشون دله کفترارو بردن اما من این منه بی تو تک و تنها توخیابون واسه تو گریه می کردم عاشقونه زیره بارون اون شبی که دستای باد مویه بید و شون می کرد رازقی با طعمه شعراش کوچه رو دیونه می کرد چشمایه اشکیه شبنم دل سپرده بود به باغچه رنگ رو ری عاشقی داشت گله سرخه رویه باغچه اما من این منه بی تون تک و تمنها تو خیابون واسه توگریه می کردم عاشقوتنه زیره بارون اون شبی که دوتا قمری دل می دادند عاشقونه واسه هم قصه می گفتند تویه ایونچه ی خونه وقتی که ابرارو دنیا رنگه فردا می کشیدند ماهیه های ه عشقه حوض خواب دریا رو می دیند اما من این منه بی تو ک و تها توخیابون واس تو گریه می کر دم عاشقونه زیره بارون عاشقونه زیره بارون
+ نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388 22:29 توسط ZORO KOMANDO |
|